خانه وبلاگ
تماس با نویسنده
نویسنده وبلاگ
روح و روان
آرشیو وبلاگ
اردیبهشت ۸٧
بهمن ۸٦
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
دی ۸٤
آذر ۸٤
خرداد ۸٤
فروردین ۸٤
اسفند ۸۳
بهمن ۸۳
دی ۸۳
آذر ۸۳
آبان ۸۳
مهر ۸۳
شهریور ۸۳
امرداد ۸۳
تیر ۸۳
خرداد ۸۳
لینک دوستان
ليست وبلاگ هاي فارسي
قالب هاي وبلاگ
لینکدونی
دوست یابی سالم
خرید اینترنتی
طراحی وب
طرفداران پرشین بلاگ
آمار وبلاگ
خروجی وبلاگ
لوگوی دوستان
نگاهی نو به شایعات در آموزش و پرورش
شاید بتوان شایعه را از قدیمی ترین رسانه های گروهی بنامیم که برخلاف آنچه که تصور میشود ، امری اسرار آمیز نیست بلکه تابع منطقی خاص است.منطقی بسیار ساده اما عین حال پیچیده که در طول زمان در ساختار کلی آن تغییراتی حاصل نشده اما در محتوای آن همیشه تغییراتی دیده می شود .
اما شایعه چیست ؟و محتوای آن چگونه است ؟ محتوای شایعه از جنس خبر است و برخلاف این تصور که با ظهور منابع خبری بسیار از جمله ، روزنامه و تلویزیون اینترنت ،و ... می توان از پخش شایعه ها جلوگیری کرد، باید گفت اینطور نیست و شایعه همچنان جز قدرتمند ترین عناصر خبری محسوب می شود ، چرا که زمانی این خبر به گوش مسئولان می رسد که کار از کار گذشته . در حقیقت گاهی شایعات مرزهای خبرگزاری ها ، رسانه ها ، مطبوعات را در هم می شکند و پیشرو تمامی خبرهای روز می شود .البته از این موضوع هم نمی شود گذشت که روند تخصصی شدن منابع خبری در جهت دهی و تخصصی کردن شایعات نقش بسزایی داشته اند ، با این حال عموما شایعه محصول یه رخداد اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی ، سیاسی و... می باشد .
بطور مثال در سالهای گذشته شایعه آمدن زلزله در تهران به حدی داغ شد که بیشتر مردم را به خیابان ها کشید و موجب شد تهرانی ها شب را زیر آسمان آبی سپری کنند .و این در حالی بود که رسانه ها مدام تاکید می کردند که آمدن زلزله در تهران فقط یک شایعه است و صحت ندارد.برخی محققان شایعه را خبری دروغین که بر پایه هیاهویی بی اساس پدید می آیدتعبیر می کنند . اما مطالعات نشان می دهد همیشه شایعات دروغ نبوده و گاهی شایعه ها کاملا به واقعیت یا نزدیک بوده اند و یا حتی گاهی عین حقیقت بوده اند، اما اساساً محققان خود را موظف می دانند که آن را تقبیح کنند.چرا که شایعات توامان با یک موج گسترده همراه هستند که می تواند مشکل آفرین باشد .
شایعه کلمهای است ساده اما با کارکردی بسیار قوی. این پدیدهی اجتماعی زندگی خیلی از انسانها را دستخوش دگرگونیهای بسیاری ساخته است. چه بسیار افرادی که به خاطر شایعات گوناگون، تحصیل، کار، زندگی، خانه، زن و بچه یا شوهر و صندلی ریاست و... را ترک کردهاند.گاهی شایعه ابعاد سیاسی به خود می گیرد و برای حذف رقیب سیاسی مورد استفاده قرار می گیرد
بطور مثال می توان به روابط نامشروع کلینتون با منشی خود اشاره کرد که در لیست داغ ترین شایعات زمان خود قرار گرفت . از انواع شایعاتی که در کشور خودمان نیز بسیار وجود داشته و دارد می تواند به مواردی اشاره کرد .
* شایعات نظام وظیفه و کاهش مدت سربازی و ...
* شایعه پولی شدن سایتها و برخی سرویسهای اینترنتی رایگان مثل پرشین بلاگ و همین اخیرا بلاگفا و ...
* شایعه وزیر و وکیل شدن این و آن
شایعه پخش کردن خرماهای خیراتی آلوده به ویروس ایدز
* شایعات پیدا شدن آنفلونزای مرغی در کرج
* شایعه مدعی پیامبری و ارتباط با امام زمان (عج)
* شایعه شفای بیماران توسط مردی در دهکده ای در آبیک قزوین
* شایعه مربیگری علی دایی برای تیم ملی که محقق شد ...
* و...
سرعت و انگیزه ی شایعه متناسب با ابهام و اهمیت موضوع می باشد. یعنی اینکه هر چه موضوع شایعه مبهم تر و سئوال بر انگیز تر باشد به همان اندازه می تواند در تکثیر آن سرعت را مشاهده کرد. سخنرانی های معمولی و خبرهای عادی نمی توانند شایعه باشند ؛ برای مثال ((در آفریقا یک مار پینتون پسر بچه ای را خورد )) بیشتر یک خبر است و زیاد دور از ذهن نیست که مار پینتون پسر بچه ای را بخورد در صورتی که (( پسر بچه ای در شمال ایران به جای نوشیدنی از زهر مار افعی استفاده می کند )) می تواند شایعه ای یا خبری با موضوعی غیر عادی و مهیج باشد . نکته ی دیگری که وجود دارد آن است که شایعه خبرهایی را ارائه می دهد که نادرند . به عبارتی از آنچه خبر می دهد که عموم مردم از آن خبری ندارند و یا در پی کسب اطلاع از آن هستند ، پس نادر و پر طرفدار می باشد .
چرچیل می گوید (( هر چه دروغ بزرگ تر باشد ، باور کردنش راحت تر است )) و این به نوعی می تواند با مثالی که در بالا گفته شد مصداق داشته باشد ، یعنی شما اگر یک دروغ معمولی بگویید زیاد نمی تواند تاثیر گذار باشد اما در پی خبری که توسط یکی از روزنامه ها درج شده بود اعلام شد برج میلاد به خاطر انحراف در محاسبه کج شده و احتمالا فرو خواهد ریخت ، این شایعه نیز در نوع خود در دو سال پیش بیشتر مردم تهران را تحت تاثیر خود قرار داد . و بحث روز تاکسی ها و اتوبوس ها بود به حدی که مردم مدام از خرابی های احتمالی و خطرات این فرو پاشی صحبت می کردند .حال این سئوال مطرح می شود که آیا شایعه همیشه نادرست است ؟ اگر شایعه همیشه نادرست باشد ؟پس چرا می بایست درباره ی آن نگران بود ؟ در حقیقت اگر شایعه نادرست بود عموم مردم به مرور زمان دیگر نباید به شایعه اطمینان می کردند، در صورتی که اینطور نیست . در حقیقت شایعه مزاحم است ولی بعضی اوقات حقایق را بیان می کند و برای قدرت ها خطر ایجاد می کند و همین اثبات می کند که شایعه الزاماً نادرست نیست .
از جمله شایعات سیاسی که این روز ها بسیار داغ بوده عزل و نصب وزرای کابینه می باشد بطوری که ابتدا به صورت شایعه و پس از چندی به حقیقت می پیوند . که خود این موضوع موجب دامن زدن به شایعات بیشتر و عجیب تر می شود. در یک مصاحبه تلویزیونی مجری شبکه دو از آقای احمدی نژاد می پرسد : (( آقای رئیس جمهور آیا این صحت دارد که آقای الهام قرار است با حفظ سمت سر مربی تیم ملی فوتبال باشد ؟)) این شایعه زمانی رخ داد که تیم ملی فوتبال ایران در یک بلا تکلیفی عجیب گرفتار شده بود و این امر موجب می شد که بحث شایعه سازی دور فوتبال و اهالی دوستداران فوتبال بیشتر شود .گاهی عملکرد یک گروه و یا جناح موجب بوجود آمدن شایعه می شود ، بطور مثال در خصوص تغییر کابینه دولت نهم چندی پیش بحث جابجایی وزیر اقتصاد و کشور به حدی داغ بود که سخنگوی دولت در مصاحبه ی مطبوعاتی گفت این موضوع را تکذیب می کند و از آن به عنوان دروغ شب 13 یاد کرد . در پی آن ،زمانی که هنوز یک هفته از تکذیب آقای الهام نگذشته بود در مصاحبه ای دیگری سخنگوی دولت ضمن تایید کنار گذاشتن وزیران اقتصاد و کشور اعلام می کند که من نیز این موضوع را جدیدا مطلع شدم .این خبر به نوعی به دامن زدن به شایعات عجیب و غریب تر در خصوص تغییرات احتمالی کابینه بیشتر دامن می زند .
اکنون می توانیم تعریف دیگری از شایعه داشته باشیم ؛ یک فرستنده ی آزاد که غیر رسمی است و از طریق کانالهای غیر رسمی ( یعنی بیرون از رادیوها ، روزنامه ها و تلویزیون ها ) اطلاعاتی را ارائه می دهد . از آنجا که شایعه ، غیر رسمی است معمولاً حقایقی را بیان می کند که جامعه نباید از آن اطلاع پیدا کنند . همین مورد عامل اصلی پخش شایعه است، زیرا شایعات همانطور که ذکر شد اسراری را بَر مَلا می کنند که نادر و پرطرفدار هستند . این موجب می شود ، کسی که شایعه را منتقل می کند فرد با نفوذی تلقی شود که از دیگران بیشتر می داند واین دانسته های بسیار پرارزش و نادرند . با این توضیح می توان شایعات را به دسته های گوناگونی طبقه بندی کرد ؟
الف : شایعات علت و معلولی ، مثال : ((در پی اقدامی آقای رییس جمهور با دو تن از وزیران خود خدا حافظی خواهد کرد))
ب : شایعات خود جوش : ((فردا قرار است در تهران زلزله بیاید))
ج : شایعات سیاسی : برای حدف جناح رغیب (( همسر وزیر سابق ... به علت ازدواج مجدد شوهرش از او شکایت کرد .))
د: شایعات خیالی )) دیشب سفینه های فضایی در آسمان تهران مشاهده شده اند .))
ه : شایعات اقتصادی : ((در پی نایاب شدن پودر رخت شویی صابون های شوینده نیز نایاب خواهند شد .))
ر : شایعات درمانی )) در یک شهرستان از توابع کردستان تمام دختران پشت کنکوری خودکشی کردند .))شایعات اجتماعی سیاسی ))شنبه شب شهرام جزایری بار دیگر از زندان گریخت . ))
اما با مواردی که در بالا اشاره شد اخیراَ شایعه ای که در تمام محافل سیاسی و فرهنگی در سر زبانها چرخید ، خبر استفتای آقای علی احمدی وزیر آموزش و پرورش در خصوص ((حلال بودن یا نبودن حقوق معلمان در تابستان)) است.این خبر چنان موجی در جامعه فرهنگی بوجود آورد که در ظرف دو روز از شروع این شایعه کل کشور در این خصوص به گفتگو پرداختند. در حالی که بحث روز معلمان در خصوص حرمت حقوقشان در تابستان بود نشریه نگاه ، که نشریه داخلی آموزش و پرورش است با درج کل پاسخ های مراجع قم در دامن زدن به این شایعه نقش پر رنگ تری ایفا کرد چون در این گزارش فقط صحبت های مراجع و علمای قم منعکس شده بود و چیزی از آقای علی احمدی نوشته نشده بود و این حکایت از آن داشت که شاید مراجع در خصوص موضاعاتی دیگر به گفتگو پرداخته اند . در همین راستا در پر رنگ تر شدن و یا بر عکس در روشنگری تفکر عمومی ، سایت خبری تابناک و چند سایت و خبرگزاری دیگر نیز به نقل از مراجع و علمای قم مطالبی در خصوص گفتگوی وزیر آموزش و پرورش با ایشان انعکاس دادند که جزء پر خواننده ترین های این سایت ها قرار گرفت و این نشان می دهد که تا چه حد این خبر افکار عمومی را به خود مشغول کرده است . اینکه این سئوال از مراجع پرسیده شده بود یا نه خود وجهی از شایعه است و درستی و نادرستی آن وجه دیگر آن .
اما در تحلیل این موضوع باید گفت که آقای علی احمدی سئوالاتی را از مراجع پرسیده ، مراجع و علمای قم هم جواب هایی داده اند ، چون این سئوال و جواب بنا به همان مطالبی که در بالا گفته شد می تواند ابهام بر انگیز باشد می توان هر نسبتی از آن را برای تحریک افکار و هدایت شایعه استفاده کرد . در پی درج توضیحات مراجع در نشریه نگاه این شایعه نه تنها کم رنگ تر نشد بلکه بر اساس ضرب المثل قدیمی ایرانی (( تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها )) این شایعه هدایت شده تر و با اضافات و توضیحات تکمیلی تر ارائه شد ، سایت خبری تابناک و خبرگزاری های دیگر در پی جویی های خود بازدر پر رنگ تر شدن خبر سهم بسزایی داشتند تا اینکه طول عمر یک شایعه که عموما به بیش از ده روز نمی انجامد فروکش می کند و کم کم به دست فراموشی سپرده می شود تا باز در فرصت مناسب تری از همان مکانیزم علت و معلولی شایعه جدید متولد شود . در همین رابطه باید افزود اگر مسئولین آموزش و پرورش از زمانی که بر مسند وزارت می نشینند ارتباط بیشتری با رسانه ها داشته باشند شاید در بروز و پیدایش شایعه هایی از این دست کمتر دچار مشکل شوند ، اما همانطور که شاهدیم تغییرات مکرر در معاونت ها بدون آنکه توجهی به افکار عمومی شود موجب می شود جامعه فرهنگی با گمانه زنی ها به پاسخ های خود برسد .و گاهی این گمانه ها از حد خود فراتر رود و به تمام حرکات و گفتار وزیر و کارکنان وزارتخانه بیانجامد.
بطور مثال می توان به خالی بودن صندلی معاونت پرورشی اشاره کرد ، چرا که با توجه به حساسیت اولیه ای که برای احیای این معاونت بوده اما این روز ها شاهدیم که وضعیت این معاونت در یک بلا تکلیفی قرار دارد و یا حتی اگر به تغییر ساختاری وزرات آموزش و پرورش بخواهیم نگاه ریز بینانه تری داشته باشیم متوجه می شویم که طی سه هفته اخیر سه بار چارت سازمانی این وزرات خانه تغییر پیدا می کند که خود این موضوع نیز در تشدید شایعات در چارت های احتمای وزرات آموزش و پرورش نقش مهمی خواهد داشت .به هر صورت این شایعات با روندی که در حال حاضر در آموزش و پرورش وجود دارد نه تنها می تواند دست و پا گیر وزیر و کارکنان وزارت خانه باشد بلکه از جهاتی می تواند با موج های صنفی و سیاسی همراه باشد که خطراتی را نیز در پی خواهد داشت .لذا توصیه می شود برای خلاصی از این حجم عظیم خبری که غالبا هم بدون پاسخ و یا با تاخیر زمانی زیاد در پاسخگویی از سوی وزارت آموزش و پرورش بوده فکری جدی به عمل آید .در غیر این صورت هر روز باید شاهد شایعات جدید و عجیب تری در این وزارتخانه باشیم .
پيام هاي ديگران () link ۱۳۸٧/٢/۱٤ - روح و روانقابل توجه مدیرانی که آقای علی احمدی ( سرپرست فعلی آموزش و پرورش)انها را بر صندلی خواهد نشاند .
می دانید چندی پیش به این موضوع فکر می کردم که چگونه، برخی از مدیران ارشد و نیمه ارشد و خیلی خیلی ارشد در سنوات گذشته وزارتخانه هیچ گاه از پست خود کنار نرفته اند بلکه مدام پله های ترقی را دو تا دو تا بالا میروند .
راستش در عجب بودم مگر می شود کسی دو یا چند دوره از وزارت حضرات از ما بهتران را ببیند و همچنان بر مسند ریاست باشد و اینکه هیچ وزیری اعم از چپی و راستی و میانی و اولایی و سفلایی به او کاری نداشته باشد؟؟!!
من که عقلم به چیزی قد نداد این بود که تصمیم گرفتم تحقیق جامعی در این خصوص داشته باشم و آن را در معرض دید عموم بخصوص کارمندان معمولی قرار دهم تا شاید آنها نیز به موجب این تحقیق، روزی بتوانند آن پله های یاد شده را با اعصا و جزوه و کتاب های کمک مدیریتی و ... بالا بروند .
یکماه بعد ...
حقیقت امر در این تحقیق و تفحص برای بنده هفت مورد کلان و هزار و چند مورد خرد محرز شد که شما دوستان اگر بخواهید همچنان مدیر ارشد باشید و یا بخواهید مدیر ارشد بشوید باید این چند مورد را پیشه ی خود سازید و اگر کارمند هستید باید منتظر بمانید تا من تحقیقات خود را به اتمام برسانم شاید شما هم به نان و نوایی برسید . می دانم با این اوضاع پیش آمده در وزرات آموزش و پرورش این مقاله که من دوست دارم آن را گام به گام موفقیت مدیران در وزرات آقای علی احمدی بنامم که می دانم از استقبال زیادی در میان مدیران ارشد برخوردار خواهد شد. ولی خواهش می کنم مقاله مرا در زمره ی کتاب های گام به گام ، قلم چی ، آیندگان ، پویندگان ، دوندگان و چرندگان و از این اراجیف قرار ندهید که حسابی به من بر خواهد خورد .
اما بعد ...
راز ماندگاري مدیران موفق ...
گام نخست :
وقتی آدم ضعیفی دیدید تا می توانید قدرت خود را به رخ او بکشید و زمانی که آدم قدرتمندی دیدی تا می توانید از ضعف خود در مقابلش سخن بگویید .این درس را هیچ وقت فراموش نکنید که مافوق شما هیچ گاه نمی تواند تحمل شما را که از مسند آگاهی و خرد حرف می زنید داشته باشد ولو آنکه دوست صمیمی و رفیق گرمابه ی هم باشید .
گام دوم :
مجیز کسی را نگوييد مگر بزرگان دستمال به دست مگیرید مگر برای پاک کردن ماشین سرواران
گام سوم :
مثل درخت تنومند و با اصل و ریشه نباشید که در مقابل تند باد ها از ریشه و بن کنده شوید و یا بشکنید بلکه ترکه چوبی باشید منعطف که با باد ملایم خم شوید .البته دوستان نباید این حرف را با معنی حزب باد اشتباه بگیرند بلکه این فقط مصلحت و دور اندیشی است ، شما می توانید واژه ی پولتیک هم معادل خارجکی آن بکار بگیرید .
تذکر :
( من از بکار بردن واژه های فرنگی در مقالات خودم اصلا خوشم نمی آید ولی چه کنم که وقتی کلمه فرنگی بکار می بری می گویند طرف منورالفکر است و نگاهی به نوشته تو می اندازند )
گام چهارم :
تا می توانید فک و فامیل و آشنا را دور خود جمع کنید و به کار بگمارید حتی اگر هیچ از آن کاری که شما او را به آن گمارده اید نداند . که گفته اند
(( قوم تو موجب قوام توست ))
گام پنجم :
هرگز فراموش نکنید شما هیچ وقتی برای ارباب رجوع ندارید و همیشه در جلسه هستید مگر برای بزرگان .
گام ششم :
میز کارتان مملو از کاغذ باشد ولو آنکه این کاغذ ها دفتر مشق خط خورده ی بچه شما یا کاغذ هایی که امشب قرار است به لبو فرش سر کوچه تان بدهید .به هر صورت این نشان می دهد که شما سرتان شلوغ است و هر وقت ارباب رجوع داشتید می توانید به کاغذ های روی میز خود استناد کنید و بگویید
(( باور بفرمایید بس که سرم شلوغ است فرصت نمی کنم میزم را تمیز کنم )) این بدان معنا خواهد بود که شما مدیر پرتوان و پر کاری هستید .
گام هفتم :
حواله کردن از مهمترین ارکان مدیریتی است و اگر مدیری نتواند از این رکن بخوبی استفاده کند قدر مسلم نباید انتظار داشته باشد بر روی صندلی خود ابقا شود . هیچ وقت به ارباب رجوع نگویید این کار از عهده ی من بر نمی آید ، می دانید این جمله که (( از عهده ی من بر نمی آید )) نشان ضعف مدیریتی است و اینگونه برداشت می شود که شما به درد لای جرز می خورید ، باید بگویيد سعی می کنم با فلانی و بهمانی در خصوص کار شما صحبت کنم . ببنید شرح این گام کمی پیچیده است چرا که خود حواله کردن هم تبصره و تکماده های فراوانی دارد که مجال این مقال نیست شما می توانید برای فراگیری این گام به یکی از مدیران ارشد اتاق های کناری خودتان مراجعه بفرمایید .
پيام هاي ديگران () link ۱۳۸٦/۱۱/٢٠ - روح و روان
امروز در اين فكر بودم كه اگر آقاي علي احمد تاج وزارت بر سر بگذارد چه اتفاقاتي در سيستم مديريتي اين وزراتخانه مي افتد و يا اساسا نگرش هاي مديران ارشد و نيمه ارشد آموزش و پرورش درمقابله با اين تازه وارد كه شنيده ها مي گويد خيلي تند و تيز عمل مي كند و انگاري كه صيادي به شكار ماهي در بركه اي آمده چگونه خواهد بود .
به هر تقدير هر اتفاقي را مي توان پيش بيني كرد اما من چند دسته از واكنش هاي احتمالي را براي خودم يادداشت كردم بد نيست شما هم ملاحظه بفرماييد و نظري بدهيد بخصوص اگر مدير ارشد و نيمه ارشد و به پايين هستيد شايد اين راهكارها به كمك شما هم بيايد و از دست صياد تازه وارد خلاصي يابيد
دسته اول :
مديراني كه قيد همه تعلقات خود را به ميز و صندلي و منشي و ... مي زنند چون بر اين باور هستند كه اين تو بميري از آن تو بميري ها نيست كه بشود ماند اين مي شود كه خيلي زود به استقبال استعفا، باز خريد، بازنشستگي زود هنگام و... هزاران ترفند از اين دست خواهند رفت .تازه اينگونه شايد ارج و قربي هم در سازمان پيدا كنند كه مثلا فلاني در راستاي مخالفت با علي احمدي چنان كرد و چنان و هزاران حرف و حديث ديگر .البته اين دسته شايد هم از كساني نباشند كه اين وضع فلاكت بار آموزش و پرورش را بوجود آورده باشند اما شرط اول عقل را فرار مي دانند ، كجايش هم برايشان چندان مهم نيست .
نتيجه گيري جنگي : اگر زود فرار كني جان از مهلكه به در خواهي برد .
دسته دوم :
مديراني هستند كه تازه بر مسند مديريت جلوس كرده باشند و جدا شدن از اين محبوب برايشان دردناك است اينگونه مي شود كه تصميم مي گيرند كمي از صندلي دور شوند و از دور اوضاع را رصد كنند . تا در فرصتي مقتضي باز ميراث اجدادي خود را پس بگيرند .
قدر مسلم اين دسته جايي كه قرار خواهند گرفت دو واكنش را نشان خواهند داد يا شروع به ايراد گيري از وزير و مديران جايگزين خواهند كرد و يا در مدح وزير هر چه توان دارند بكار خواهند بست . تا شايد فرصتي و مجالي دوباره براي برگشت پيدا كنند .
نتيجه گيري سياسي :
به عهده خوانند ...
دسته سوم :
از آنجا كه علي احمدي در نظر برخي به شكار آمده و صياد قابلي است عده اي فرض را بر اين مي گذارند كه در مكتب صياد خوردن گوشت مرده حرام است اينگونه است كه ترفند در پيش مي گيرند و پيش خود مي گويند منتظر مي شويم تا به ما نزديك شود وقتي ديديم كه خطر ما را تهديد مي كند خود را به مردن مي زنيم نهايتش اين است كه او پس از مشاهده ما متوجه مي شود كه ما مرده اي بيش نيستم و ما را كنار مي اندازو ما مي توانيم از مهلكه بگريزيم اگر هم متوجه نشد كارمان را بر روال سابق ادامه خواهيم داد .
نتيجه گيري اخلاقي :
اگر آدم مثل يك نعش بشود و نشان بدهد كه وجودش مثل يك مرده ي بي خاصيت است هيچكسي كاري به كارش نخواهد داشت .
دسته چهارم :
مديراني كه پيش خود گمان مي كنند كه باب گفتمان هميشه باز است مي رويم نزد وزير ضمن اعتراف به كرده خود تمام تقصير را گردن وزير سابق مي اندازيم و مي گويم ما مامور بوديم و معذور قطعا او هم ما را درك خواهد كرد، به هر صورت او آدمي دانشگاهي است و متوجه خواهد شد كه زبان ما زبان مشترك است و البته قول مساعدت خواهيم داد كه از اين پس يك دل و يك تن در خدمت خواهيم بود .
وقتي اين دسته خدمت علي احمدي مي رسند پس از گفتن حرفهايشان متوجه مي شوند كه علي احمدي اصلا زبان مشتركي ندارد و فقط به زبان خودش حرف مي زند و اينگونه مي شود كه دستور مي دهد همه آنها را به بند بكشند .
نتيجه گيري دانشگاهي :
هر كسي شجاعت داشته باشد و پايداري كند دفترش بسته است و اساسا آدم ها هميشه با زبان مشترك به جايي نمي رسند .
پيام هاي ديگران () link ۱۳۸٦/۱۱/۱٦ - روح و روان
روابط عمومی پاسخگو در آموزش و پرورش
در این مقاله سعی بر آن شده روابط عمومی را از نگاه بحران مورد بررسی قرار دهیم ، و پس از آن از نگاه آموزش پرورش روابط عمومی به سبک امروزی را تحلیل نماییم .
در بحران است که روابط عمومی نقش متمایزی می یابد ، سیستم های فوق پیشرفته کنترل افکار عمومی از جمله علومی هستند که مدیران روابط عمومی ها باید به آن مسلط باشند تا بتوانند دستگاه خودشان را به سلامت از مرحله گذار عبور دهند .
یک واکنش طبیعی در برابر نشانه های بحران طرد آن است . .. در حالی که مدیریت بحران نیاز به دیدگاهی فعال ، تهاجمی در عین حال متعادل دارد .
این طرد شدن ها و انکار کردن ها اگر زیاد از حد استفاده شود افکار عمومی را می تواند بر علیه دستگاه متمرکز کند و دیگر کنترل کردن افکار از دست سیستم خارج خواهد شد لذا مدیر بحران به بهترین ابزارها، طرح ها و ارتباط ها نیاز دارد و کلیه این موارد ، از طریق روابط عمومی قابل دستیابی است ، نقش مشاور روابط عمومی برای پیش بینی ، تصمیم گیری و حل بحران بسیار مهم است . اگر مشکلی بطور بالقوه وجود داشته باشد ، باید از آن جلو گیری کرد ، و اگر مشکلی رواج دارد باید در بدو امر قبل از گسترش ، بررسی و بر طرف شود .
در واقع مشاور روابط عمومی در مرحله (( متبلور ساختن افکار عمومی )) مانند زنگ اخبار عمل می کند که فرآیندی پنج مرحله ای را برای وسعت بخشیدن و جریان ارتباطی سازمان و افرادش به دنبال دارد . این فرآیند شامل موارد زیر است :
1- تحقیق برای بررسی بحران های بالقوه که احتمال بروز آنها وجود دارد .
2- طرح ریزی برای تعیین اهداف اجتماعی حل بحران ، طبق نتایج حاصل از تحقیقات در چار چوب سازمانی خاص .
3- در اینجا یک گروه مدیریت بحران شامل نمایندگان روابط عمومی ، اداره حقوقی ، مدیریت ،کارمندان و سرانجام متحصصان مربوطه ، تشکیل می شود .
4- ارائه طرح و آزمون برای کاربردهای بعدی .
5- ارزیابی و اصلاح برای کاربردهای بعد .
همانطور که می دانیم توسعه نیازمند پشت سر گذاشتن مرحله گذار است لذا بحران هایی را به دنبال دارد . متبلور ساختن افکار عمومی در این زمینه به عهده مدیریت بحران روابط عمومی هاست . از این رو بحث افکار عمومی و نقش روابط عمومی ها سوق دادن مردم بسوی مشارکت و تفاهم هر چه بیشتر است .
اگر روابط عمومی در این قسمت درست انجام وظیفه نکند همچون سلول سرطانی عمل می کند و سیستم دفاعی سازمان را مختل و به نابودی می کشاند .
با این مقدمه ،فرآیند پنج مرحله ای فوق را در آموزش و پرورش مورد بررسی قرار می دهیم تا ببینم روابط عمومی تا چه حد توانسته دستگاه بزرگ آموزش و پرورش کشور را از مرحله گذار عبور دهد .
برای شروع به چند مثال توجه کنید :
((وزیر آموزش و پرورش در مجلس عنوان می کند در صورت رای اعتماد گرفتن به هر معلم دو ماه پاداش خواهد داد .))
(( معلمان می توانند از تسهیلات دو قسطه کردن فیش تلفن همراه استفاده کنند ))
((آتش سوزی در یکی از مدارس جان دانش آموزان را به خطر انداخت.))
(( معلم فداکار جان دانش آموزان خود را از آتش نجات داد اما خودش در آتش سوخت ))
(( رای گیری نمایندگان برای استیضاح وزیر به مرز پنجاه نفر رسید ))
و اخبار بی شماری از این دست که همه روزه شاهدیم .
اما واکنش و پاسخ روابط عمومی :
(( آموزش پرورش کشتی اقیانوس پیمای بزرگی است که برای مهار آن باید تمام دستگاه ها کمک کنند ))
(( فیش تلفن همراه در بازار امروز 300هزار تومان به صورت آزاد خرید و فروش می شود در حالی که معلمان بی شماری هنوز قسط دوم 360 هزار تومانی آن را نداده اند ... روابط عمومی هنوز جوابی نداده ... ))
(( برای آتش نگرفتن بخاری ها مسئول بخاری تعیین می کنیم ))
(( به معلم فداکار یک گروه تشویقی داده شد ))
(( وزیر در صورت رای نگرفتن به کلاس درس خواهد رفت ))
در کلیه پاسخ های فوق هیچ یک از مراحل یاد شده مشاهد نگردید و این پاسخ ها نه تنها افکار عمومی را به مشارکت بیشتر بلکه به جبهه گیری بیشتر سوق داد و افکار عمومی بر علیه وزارتخانه بسیج شده .
ما در آن پنج مرحله اشاره داشتیم که ابتدا باید روابط عمومی تحقیقات وسیعی در خصوص بحران های بالقوه داشته باشد اما در این موارد یاد شده متوجه شدیم که در تمامی موراد روابط عمومی با یک دستپاچگی عجیبی فقط خود را از بار مسئولیت خالی کرده و به نوعی می توان گفت که در تمامی موارد عجوله پاسخ هایی داده که حکایت از غافل گیر شدن وزارتخانه دارد .
مثالا در مورد آتش سوزی های اخیر این موضوع تازه ای نبوده که وزارتخانه اینگونه پاسخی برای به دست گرفتن اصحاب جراید و اخبار داشته باشد . وزیر چندی پیش خود اعتراف کرده بود که اگر چنین اتفاقی بیفتد استعفا خواهد داد ، یعنی وزیر احتمال این خطر را داده ، پس چرا روابط عمومی کار مطالعاتی خود را در این خصوص انجام نداد تا در صورت خطر از مکانیسم هایی جز آنچه گفته شد استفاده شود ...
در رادیو مجری برنامه برای مسخره کردن پاسخ وزارتخانه اینگونه می گوید (( مامورهای بخاری ها همه به صف باشند حالا حرکت )) و بعد صدای خنده ...
اگر بخواهیم کمی غیر منصفانه به موضوع نگاه کنیم شاید هنوز هم کار مطالعاتی در این خصوص انجام نشده باشد و اگر باز چنین اتفاقی بیفتد روابط عمومی پاسخی نخواهد داشت .
شاید این تصور پر رنگ تر شده باشد که با توجه به این که زمستان رو به اتمام است نیازی به پی گیری قضیه نباشد ...
اما به واقع آیا می تواند این تصور درستی باشد ...
شاید خیال روابط عمومی آموزش پرورش هم راحت است چرا که اگر این پاسخ در کشوری جز ایران به جراید داده می شد ، نمایندگان مطبوعات تا مرز استیضاح وزیر هم پیش می رفتند ... اما آیا به صرف اینکه اینجا ایران است می توان به غیر علمی عمل کردن روابط عمومی سر پوش گذاشت ...
10/11/85
پایان قسمت نخست
عباس فرجی
پيام هاي ديگران () link ۱۳۸٥/۱۱/۱۸ - روح و روان
روابط عمومی پاسخگو در آموزش و پرورش
در این مقاله سعی بر آن شده روابط عمومی را از نگاه بحران مورد بررسی قرار دهیم ، و پس از آن از نگاه آموزش پرورش روابط عمومی به سبک امروزی را تحلیل نماییم .
در بحران است که روابط عمومی نقش متمایزی می یابد ، سیستم های فوق پیشرفته کنترل افکار عمومی از جمله علومی هستند که مدیران روابط عمومی ها باید به آن مسلط باشند تا بتوانند دستگاه خودشان را به سلامت از مرحله گذار عبور دهند .
یک واکنش طبیعی در برابر نشانه های بحران طرد آن است . .. در حالی که مدیریت بحران نیاز به دیدگاهی فعال ، تهاجمی در عین حال متعادل دارد .
این طرد شدن ها و انکار کردن ها اگر زیاد از حد استفاده شود افکار عمومی را می تواند بر علیه دستگاه متمرکز کند و دیگر کنترل کردن افکار از دست سیستم خارج خواهد شد لذا مدیر بحران به بهترین ابزارها، طرح ها و ارتباط ها نیاز دارد و کلیه این موارد ، از طریق روابط عمومی قابل دستیابی است ، نقش مشاور روابط عمومی برای پیش بینی ، تصمیم گیری و حل بحران بسیار مهم است . اگر مشکلی بطور بالقوه وجود داشته باشد ، باید از آن جلو گیری کرد ، و اگر مشکلی رواج دارد باید در بدو امر قبل از گسترش ، بررسی و بر طرف شود .
در واقع مشاور روابط عمومی در مرحله (( متبلور ساختن افکار عمومی )) مانند زنگ اخبار عمل می کند که فرآیندی پنج مرحله ای را برای وسعت بخشیدن و جریان ارتباطی سازمان و افرادش به دنبال دارد . این فرآیند شامل موارد زیر است
1- تحقیق برای بررسی بحران های بالقوه که احتمال بروز آنها وجود دارد .
2- طرح ریزی برای تعیین اهداف اجتماعی حل بحران ، طبق نتایج حاصل از تحقیقات در چار چوب سازمانی خاص .
3- در اینجا یک گروه مدیریت بحران شامل نمایندگان روابط عمومی ، اداره حقوقی ، مدیریت ،کارمندان و سرانجام متحصصان مربوطه ، تشکیل می شود .
4- ارائه طرح و آزمون برای کاربردهای بعدی .
5- ارزیابی و اصلاح برای کاربردهای بعد .
همانطور که می دانیم توسعه نیازمند پشت سر گذاشتن مرحله گذار است لذا بحران هایی را به دنبال دارد . متبلور ساختن افکار عمومی در این زمینه به عهده مدیریت بحران روابط عمومی هاست . از این رو بحث افکار عمومی و نقش روابط عمومی ها سوق دادن مردم بسوی مشارکت و تفاهم هر چه بیشتر است .
اگر روابط عمومی در این قسمت درست انجام وظیفه نکند همچون سلول سرطانی عمل می کند و سیستم دفاعی سازمان را مختل و به نابودی می کشاند .
با این مقدمه ،فرآیند پنج مرحله ای فوق را در آموزش و پرورش مورد بررسی قرار می دهیم تا ببینم روابط عمومی تا چه حد توانسته دستگاه بزرگ آموزش و پرورش کشور را از مرحله گذار عبور دهد .
برای شروع به چند مثال توجه کنید :
((وزیر آموزش و پرورش در مجلس عنوان می کند در صورت رای اعتماد گرفتن به هر معلم دو ماه پاداش خواهد داد .))
(( معلمان می توانند از تسهیلات دو قسطه کردن فیش تلفن همراه استفاده کنند ))
((آتش سوزی در یکی از مدارس جان دانش آموزان را به خطر انداخت.))
(( معلم فداکار جان دانش آموزان خود را از آتش نجات داد اما خودش در آتش سوخت ))
(( رای گیری نمایندگان برای استیضاح وزیر به مرز پنجاه نفر رسید ))
و اخبار بی شماری از این دست که همه روزه شاهدیم .
اما واکنش و پاسخ روابط عمومی :
(( آموزش پرورش کشتی اقیانوس پیمای بزرگی است که برای مهار آن باید تمام دستگاه ها کمک کنند ))
(( فیش تلفن همراه در بازار امروز 300هزار تومان به صورت آزاد خرید و فروش می شود در حالی که معلمان بی شماری هنوز قسط دوم 360 هزار تومانی آن را نداده اند ... روابط عمومی هنوز جوابی نداده ... ))
(( برای آتش نگرفتن بخاری ها مسئول بخاری تعیین می کنیم ))
(( به معلم فداکار یک گروه تشویقی داده شد ))
(( وزیر در صورت رای نگرفتن به کلاس درس خواهد رفت ))
در کلیه پاسخ های فوق هیچ یک از مراحل یاد شده مشاهد نگردید و این پاسخ ها نه تنها افکار عمومی را به مشارکت بیشتر بلکه به جبهه گیری بیشتر سوق داد و افکار عمومی بر علیه وزارتخانه بسیج شده .
ما در آن پنج مرحله اشاره داشتیم که ابتدا باید روابط عمومی تحقیقات وسیعی در خصوص بحران های بالقوه داشته باشد اما در این موارد یاد شده متوجه شدیم که در تمامی موراد روابط عمومی با یک دستپاچگی عجیبی فقط خود را از بار مسئولیت خالی کرده و به نوعی می توان گفت که در تمامی موارد عجوله پاسخ هایی داده که حکایت از غافل گیر شدن وزارتخانه دارد .
مثالا در مورد آتش سوزی های اخیر این موضوع تازه ای نبوده که وزارتخانه اینگونه پاسخی برای به دست گرفتن اصحاب جراید و اخبار داشته باشد . وزیر چندی پیش خود اعتراف کرده بود که اگر چنین اتفاقی بیفتد استعفا خواهد داد ، یعنی وزیر احتمال این خطر را داده ، پس چرا روابط عمومی کار مطالعاتی خود را در این خصوص انجام نداد تا در صورت خطر از مکانیسم هایی جز آنچه گفته شد استفاده شود ...
در رادیو مجری برنامه برای مسخره کردن پاسخ وزارتخانه اینگونه می گوید (( مامورهای بخاری ها همه به صف باشند حالا حرکت )) و بعد صدای خنده ...
اگر بخواهیم کمی غیر منصفانه به موضوع نگاه کنیم شاید هنوز هم کار مطالعاتی در این خصوص انجام نشده باشد و اگر باز چنین اتفاقی بیفتد روابط عمومی پاسخی نخواهد داشت .
شاید این تصور پر رنگ تر شده باشد که با توجه به این که زمستان رو به اتمام است نیازی به پی گیری قضیه نباشد ...
اما به واقع آیا می تواند این تصور درستی باشد ...
شاید خیال روابط عمومی آموزش پرورش هم راحت است چرا که اگر این پاسخ در کشوری جز ایران به جراید داده می شد ، نمایندگان مطبوعات تا مرز استیضاح وزیر هم پیش می رفتند ... اما آیا به صرف اینکه اینجا ایران است می توان به غیر علمی عمل کردن روابط عمومی سر پوش گذاشت ...
پایان قسمت نخست
پيام هاي ديگران () link ۱۳۸٥/۱۱/۱٢ - روح و روان
به نام خداوند بخشنده مهربان
حضور وزیر محترم آموزش و پرورش ، جناب آقای مهندس فرشیدی
با سلام و عرض ادب
به نمایندگی از تمام مشاوران سراسر ایران اسلامی ، از ارسال نامه کامل و دلسوزانه جنابعالی به سازمان مدیریت مورخ 29/1/85 به شماره33/5714/710 مبنی بر اصلاح ساعت موظف هفتگی مشاوران از 30 ساعت به 24 ساعت، کمال تشکر را داریم .
اما با گذشت این زمان نسبتا طولانی همچنان نامه حضرتعالی در سیسم کاغذ بازی اداری گیر افتاده و هنوز ترتیب اثری داده نشده .
اکنون خواهشمندیم به دلیل انجام تغییرات ساختاری در سازمان مدیریت و برنامه ریزی و برای در خواست به جریان انداختن مجدد موضوع ساعت کار مشاوران و تشکیل جلسه شورای امور اداری و استخدامی ، نامه دیگری در این زمینه به مسئولین محترم آن سازمان ارسال فرمائید تا رسیدگی عاجلانه صورت پذیرد.
شرایط سخت کاری مشاوره در کنار این افزایش ساعت ، و هجمه شدید روحی روانی در سالهای اخیر در مدارس ، مشاوران را در آستانه دلسردی و نا امیدی شدید قرار داده که امید آن داریم با دلسوزی ها و مساعدتهای بی شائبه حضرتعالی ، وضعیت فوق به شکل مطلوبی تغییر یافته و این رشته ی مظلوم واقع شده در آموزش و پرورش رونق واقعی و شایسته خود را بیابد .
لذا جمیع مشاوران سراسر کشور جهت تسریع در امور یاد شده قصد داریم روز یکشنبه اول بهمن ماه 1385 در مقابل سازمان مدیریت تجمع خاموش و اعتراض آمیزی داشته باشیم و انتظار داریم شما نیز همچون سنوات گذشته در این مهم مشاوران را با ارسال مجدد نامه و تاکید بیشتر بر تسریع امور یاری فرمایید ...
((و من ا.. توفیق))
نمایندگان مشاوران تمام استان های ایران اسلامی
دی ماه 85
پيام هاي ديگران () link ۱۳۸٥/۱٠/٢٦ - روح و روان